گزارش "ایران پترونت" از اوضاع و احوال داخلی و خارجی تامین گاز
سرما سهمگین،باج خواهی ترکمن ها سنگین
ایران پترونت - *سمیرا فرخ منش : هنوز مدت زمان زیادی از بیانات سخنگویان رسمی و غیر رسمی دولت نهم در جهت آرامش بخشی به ملت 70 میلیونی کشور بزرگمان ایران نگذشته است.. آرامش بخشی هایی که متعاقب تهدیدات قدرت های بزرگ جهان، به بهانه فعالیت های هسته ای ایران ابرازمی شد.هنوز به خاطر داریم که مجریان دولت در هر پست و جایگاهی هر گاه سخن از تحریم های احتمالی مخالفان جمهوری اسلامی به میان می آمد، بی اتلاف وقت بیاناتی را در وصف برنامه ریزی های جامع دولت درحل معضلات ناشی از بحران تحریم ایراد می کردند که گوش فرا دادن به سخنرانی های مذکور برای عده ای تسلی بخش بود و برای برخی دیگر غیر قا بل باور..
در شرایطی که به دنبال فعالیت های هسته ای ایران برخی از ابرقدرت های جامعه غرب و آمریکا تهدیدات کلامی و روانی خود را آغاز کردند، تحریم اقتصادی بزرگترین تهدید از سوی آنان قلمداد می شد که در آغاز کار باعث نگرانی بسیاری ازطیف های عام و خاص در کشور گردید..تحریم هایی که در صورت وقوع می توانست آسیب های مالی چشمگیری را به کشور و به ویژه به قشر توده ملت وارد سازد. اما در این شرایط بود که همگان شاهد سخنرانی ها و بیاناتی از مجریان دولت نهم بودند. سخنانی که همه در راستای دلداری به ملت بود و حکایت از سلسله برنامه های مدون و از پیش تعیین شده برای مقابله با این تحریم ها می کرد.هنوز به یاد داریم که دولتیان در هنگام سخن گفتن از تحریم های احتمالی، با لبخندی، کارایی مسوولان و پیش بینی های مدبرانه آنان را عامل قدرتمند مقابله با تحریم ها می دانستند و تعهدات شبانه روزی مدیران دولت نهم را برای جلوگیری از هر گونه دل نگرانی کافی قلمداد می کردند.در این بین نیز نگاه امیدوارانه ملت تنها به این کابینه 70 میلیونی دوخته شده بود که در شرایط بحرانی همچون تحریم، توانایی جلوگیری از هر گونه گزندی را خواهند داشت..
تاثیر تحریم
مدتهاست به بهانه تصویب قطعنامه های رنگارنگ از سوی شورای امنیت سازمان ملل سوژه تحریم ملت ایران نُقل محافل ضد ایرانی گشته است.تحریمی که در صورت وقوع به واسطه ی پیکره ی آسیب رسان خود می تواند معضلات قابل توجهی را برای کشور هدف ایجاد کند. چرا که "آمبرگو" (embargo )یا به گفتار عامیانه همان تحریم، گونه ای از محاصره اقتصادی کشور های قدرتمند است که از طریق قطع صادرات و برخی مواقع واردات ، قصد تضعیف بنیان های اقتصادی کشور مورد نظر را دارد. شاید در ظاهر قضیه تحریم تنها به مفهوم ایجاد مشکلات اقتصادی تلقی گردد. اما واقعیت امر اینجاست که کشور های تحریم کننده بیشتر از این طریق قصد آسیب رسانی به ساختار نظامی و در نتیجه نظام سیاسی کشور مورد نظر را دارد. بنابراین تعاریف تحریم به معنای واقعی نوعی بحران برای کشور های هدف به شمار می رود که این کشور ها را در صورت وقوع می تواند با آشفتگی های جدی روبرو سازد .اما در ایران بزرگ ما، زمانی که در طی دوره های زمانی کوتاه و طولانی سخن از این تهدید اقتصادی به میان می آمد، دولتمردان ما در هر زمانی و مکانی آثار تحریم را بر پیکره اقتصادی کشور بی تاثیر دانسته ملت را به آرامش فرا می خواندند.. چرا که به گفته مسوولان، مدیریت و برنامه ریزی های سیستماتیک دولتمردان نهم راه را بر هر گونه آسیب و اختلالی بسته بود..
برفِ سهمگین تر از تحریم!
و اما برف ؛ این نعمت سپید الهی که در آغاز امرباعث شد تا دستان بسیاری به نشانه شکرگذاری رو به بالا سوق داده شود و لبخند شادی بر لب هموطنانمان نشانده شود، تنها با گذشت اندک زمانی از نزولش از آسمان به زمین، ناگهان مبدل به بحرانی گشت چاره ناپذیر.. بحرانی که حتی به نظر سهمگین تر از تحریم اقتصادی آمریکا به شمار می رفت..چرا که دولتمردان مهرورز که روزها و هفته ها سخن از برنامه های تدوین شده و طرح های تعیین شده برای مقابله با تحریم به زبان می آوردند، در زمان بارش برف در دی ماه برشهر های ایران عزیز، برف را بحرانی نامیدند و حل معضل حاصل شده را نیازمند مدیریت بحران!
در حالیکه هیچ گاه از تحریم اقتصادی کج اندیشان غربی به عنوان بحران یاد نشد..به گفته ی مسوولان در صورت وقوع تحریم ها دولت آمادگی صد در صد خود را در تمامی لایه های اجرایی اعلام کرده بود.. اما درهنگام بارش این نعمت خدادادی شرایط کشور به گونه ای بحرانی شد که حاصل این بحران به تلخ ترین شکل ممکن خود را نمایان ساخت : قطع گاز در سراسر کشور .. قطع برق بسیاری از استان ها.. قطع آب برخی از شهرهای ایران..متعاقب آن تعطیلی دستگا ه های اجرایی کشور.. خاموش شدن چراغ کارخانه های صنعتی مملکت.. افزایش ناگهانی قیمت اقلام اولیه مانند نان..و تحصن ها و اعتراض قشرهای مختلف ملت .. تعطیلی تمام مراکز آموزشی کشور و ... به عبارتی ساده تر، دولتی که خیال مردم را از کمبود های اقتصادی و تحریم های احتمالی راحت کرده بود، ملتش در زمان بارش برف حتی ازتهیه قوت روزانه نان خود بازمانده بودند.. و کسی نمی داند اگر بارش برف ادامه داشت اوضاع کشور به کجا ختم می شد؟!
اما در این سرمای برف آلود بحران زا سوال اینجاست: مسوولان دولت نهم که آمادگی همه جانبه خود را برای مقابله با تحریم های آمریکا اعلام کرده بودند، چگونه است که توان مقابله با حل مشکلی مانند بارش برف را در کشور نداشتند؟آیا پیام این جریان این است که بحران بارش چند روزه برف در کشور سهمگین تر از تحریم های اقتصادی جامعه غرب است؟! مگر نه اینکه در سخنرانی های متعدد دولتمرادن ما پشت تریبون های رنگارنگ از تلاش شبانه روزی خود در جهت آسایش ملت و رسیدن به قله های رفیع موفقیت سخن می گویند.. قله هایی که شاید دیگر جوامع هنوز به آن دست نیافته اند و ایران، خود را شایسته رسیدن به آن می داند.. مگر نه اینکه تلاش همه جانبه اعضای کابینه در جهت آسایش هر چه بیشتر و مستحکم کردن لایه های زیرین اقتصادی و اجتماعی و... در کشور می باشد.. پس زمان سرمایه گذاری های تخصصی و برنامه ریزی ها برای محکم کردن این لایه های زیرین در مواقع بحران چه وقت فرا می رسد؟مگر نه اینکه تمام منظور کلام مهرورزان دولت نهم خدمت به ملت و کسب راحتی آنان است؟ پس چگونه است که جلوه این برنامه ها و طرح های دولت در زمان بحران اخیر نمایان نگشت؟بی شک منظور دولتمردان در چنین شرایطی این کلام نیست که چاره پذیری مشکلات ناشی از برف دشوار تر از تهدیدات اقتصادی آمریکاست.. گرچه آمریکا تقریبا در این میدان تنهاست و جامعه ی بین الملل در شرایط کنونی توان اعمال این تهدیدات را تحت هیچ شرایطی ندارد ..اما یقینا مسوولان ما نیز بر این گمان نیستند که می توان در شرایط مواجهه با بحران های احتمالی جدی تر، با توصیه هایی از قبیل" از لباس های ضخیم تر استفاده کنید" و " در سرمای بی سابقه اخیر" شعله بخاری های خود را بالا نبرید" معضل پیش آمده را حل و فصل کرد.. بنابراین با توجه به شرایط پیش آمده و تجربه حاصل از برف که مشکلی بود برخاسته از دل طبیعت ، و نه حاصل کج اندیشی ابرقدرت های جامعه ی بین الملل، بر مسوولان وقت که داعیه آرامش ملت سرلوحه کارشان قرار دارد واجب می گردد که با تصحیح برنامه های خود به طور جدی و نه تنها در میان کلمات، فکری به حال شرایط اضطراری احتمالی داشته باشند.. شرایطی که احتمال روی دادنش برای هر ملتی و مملکتی دور از ذهن نیست..تا با پیشامدی مشابه، ملت ایران، دیگر دچار معضلات جدی و غیر قابل چشم پوشی نگردند که حاصل آن خرید نان 300 تومانی و تحمل بی برقی و بی گازی در سرمای سوزان زمستان باشد.. بی تردید اگر مسوولان وقت طبق آنچه در سخنرانی های مهرورزانه خود اعلام می کردند ، براستی برنامه هایی مشخص و طرح هایی معین را درسیستم اجرایی خود جای می دادند، هیچ ایرانی در این شرایط سخت با مصائب چند روزه اخیر مواجه نمی گشت.. از خاطر نبریم اگر مسوولان امر بنا بر گفته خود تنها اندیشه خدمت رسانی به ملت را در سر می پروراندند حداقل کار ممکن این بود که در شرایط بحران، وضعیت حاضر را امری عادی تلقی نکرده (1) و با پذیرفتن وجود معضل به چاره اندیشی جدی و به دور از تظاهر مبادرت ورزند.. نه اینکه با سرپوش گذاردن به روی صورت مساله از زیر بار پاسخگویی به آن شانه خالی کنند.. نکته قابل توجه ماجرا اینجاست که بحران اخیر می توانست جلوه زیبایی از مدیریت های کشوری را به نمایش بگذارد تا متعاقب آن دلگرمی های روزافزونی را برای ملت به همراه آورد که اگر روزگاری بیگانگان آن طرف مرزها قصد ادامه چپاولگری های خود را داشتند، ملت به کارآمدی مسوولان لحظه ای تردید نکرده و عملکرد مثبت آنان را به درستی باور کنند.. اما فقدان کارایی مدیران مربوط و جای خالی برنامه ریزی های سیستماتیک در حل مشکلات اخیر آنچنان بازتاب منفی از خود برجای گذاشت که بعید است بتوان به راحتی به کارآمدی دولتمردان نهم اعتقاد یافت.. چرا که در طول دوره ای که ملت با سرما و فقدان گاز و تعطیلی های مستمر روبرو بودند این پرسش که جای مدیریت بحران در برنامه های دولت نهم کجاست، بی پاسخ ماند..
بر کسی پوشیده نیست که تدبیرپیش از وقوع حادثه همیشه از زحمات پس از گرفتار شدن می کاهد..اما در بحران های کشور ما اثری از این تدبیر نیست. و همین امرخود باعث به زحمت افتادن ملت و دولت می گردد.. چرا که یکی از مهمترین وظایف وزارتخانه های دولتی پیش بینی معضلات احتمالی است که می تواند باعث جلوگیری از آسیب های مالی و جانی گردد.. آسیب هایی که در بحران اخیر برف در کشور به طرز ناخوشایندی با آن مواجه شدیم.. اما آشفتگی مسوولان و عدم تعامل درست آنان با هم، نشان روشنی از فقدان تدبیر مناسب علی رغم زحمات نیروهای مربوط بود.. اما از زحماتی که به دور از مدیریتی مناسب و تخصصی شایسته انجام شود، نمی توان انتظاری جز بی حاصل بودن پایان کارداشت.. گرچه دولتهای پیشین نیز در این پروسه اجرایی نقش داشتند..اما دولت نهم در این میان باید توجه خود را بیشتر معطوف به این مهم بدارد، تا همچنان که ضعف های ساختاری قضیه را به پیشینیان منتسب می داند، خود توسط آیندگان مورد شماتت قرار نگیرد..
نوبه ، نوبه ی ترکمن هاست!
اما قطع گاز، در کشوری که دومین تولید کننده گاز به شمار می رود و دستی نیز در صادرات این بخش از انرژی به دیگر کشورها دارد، مهمترین معضل این روزهای سرد برفی بود.. گازی که تقریبا در تمام کشور در اوج سرمای بی سابقه قطع شد. و علت آن نیز فرصت طلبی کشوری نبود جز همسایه و دوست همجوار ما!قطع ناگهانی گاز که نه تنها ملت را با بحران سرما مواجه کرد، بلکه چرخ صنعت مملکت را نیز دراین روزها از کار انداخت، از آغاز بارش برف ابتدا به بهانه های مالی توسط ترکمنستان آغاز شد.. بهانه ای که به گفته سخنگوی دولت نهم تنها اشکالی فنی بود و بس! درحالیکه همگان مطلعند علت اصلی این امر غیر قابل توجیه، بهانه جویی اقتصادی از جانب ترکمنستان بوده.. کشوری که چندی پیش رییس جمهورش مهمان ایرانیان بود و دست در دست رییس جمهور ایران از افزایش روابط میان دو کشور سخن می گفت!
ترکمنستان کشور هم مرز ایران که پس از فرو پاشی اتحاد جماهیر شوروی به استقلال رسید و اکنون در بسیاری از حوزه ها خود را مدعی می داند، تامین کننده نزدیک به 5% از گاز کشور ماست. طبق قراردادی که در گذشته میان ایران و ترکمنستان منعقد گردید، این کشور همسایه متعهد شد تا سال 2024 هر هزار متر مکعب را با قیمت 75 دلار به ایران بفروشد. این جریان به خوبی و خوشی ادامه داشت تا پیش از شروع سرما و پس از سفر هیاتی ایرانی به ترکمنستان به طوری که این کشور یک روز پس از سفر بازگشت میهمانان ایرانی به بهانه ای انتقال گاز به ایران را قطع کرد و پس از آن بود که بر خلاف قرارداد مذکور، برای هر هزار متر مکعب گاز 140 دلار مطالبه نمود!گرچه مسوولان وقت هنوز علت حقیقی این اقدام غیر قابل پیش بینی را عنوان نکرده اند..اما مشخص نیست دلیل این امر بر مسوولان آشکار گشته و برای ملت قابل بازگویی نیست و یا اینکه خود آنها نیز هنوز به چرایی آن پی نبرده اند.. که اگر مورد دوم صادق باشد، تعلل مسوولان در این زمینه به هیچ وجه قابل توجیه نیست..
و اما ترکمنستان که تا کنون توجیهی مستدل برای این مطالبه خود عنوان نکرده است، به واسطه ی کدامین علت محتوای قرارداد خود را با ایران نادیده گرفته و چنین درخواستی را عنوان کرده است؟
آیا زیر پا گذاشتن قرارداد مذکور می تواند نوعی باج خواهی قلمداد شود؟
آیا این جریان می تواند گونه ای از سیاسی بازی های این کشور باشد؟
آیا می توان سیاست های ترکمنستان را که قسمتی از اتحاد جماهیر شوروی سابق به شمار می رود، با سیاستهای دوپهلوی روسیه مربوط دانست؟
آیا می توان در این میان فرضیه ای را مرتبط با سهم خواهی از خزر مطرح کرد؟
آیا این جریان به سفر هیات ایرانی ارتباطی پیدا می کند؟
آیا مداخله کشور های دیگر در این میان نقشی دارد؟
و ده ها سوال دیگر که وظیفه ی پاسخگویی آنان بی شک به عهده ملت نیست، که بر عهده دولت پاسخگو می باشد.اما جواب هر چه که باشد فراموش نکنیم که این اقدام ترکمنستان نباید بدون یک پاسخ دیپلماتیک مناسب باقی بماند. چرا که بسیاری از حوادث ناگوار کشور ما در روزهای اخیر مانند کشته شدن تنی چند از هم میهنان (2) و خسارات میلیاردی اقتصادی به کشور(3)، معلول همین اقدام غیرقابل توجیه کشور همسایه بود..
بنا بر گفته برخی صاحبنظران می توان به شیوه ای مناسب در محیط بین المللی از این اقدام ترکمنستان شکایت کرد و خسارات وارد شده را دریافت نمود.. که با توجه به شرایط کنونی احتمال این اقدام از سوی مسوولان ایرانی کمی بعید به نظر می رسد..گرچه ترکمنستان مانند روسیه نقشی در شورای امنیت و رای در زمینه فعالیت های هسته ای ایران ندارد.اما...
کار، کار ِ داخلی هاست!
پس از اقدام اخیر ترکمنستان مسوولیت و علت انجام آن توسط برخی مجریان دولت و رسانه های حامی آن، به برخی" داخلی ها" انتساب داده شد. داخلی هایی که هنوز روشن نیست آیا از دسته اپوزوسیون های فعال کشور هستند یا مخالفان جمهوری اسلامی یا گروه های بی شناسنامه ؟ رییس جمهور طی سخنانی شرایط بحرانی اخیر را به گروهی از داخلی ها مربوط دانست و خاطر نشان کرد که به احترام برخی چهره های شاخص نظام از افشای نام آنان خودداری می کند. اما در لابه لای گفتار محمود احمدی نژاد چند پرسش به روشنی دیده می شود که دستیابی به پاسخ آن ها بسیاری از ابهامات را برطرف می سازد.نخستین نکته این است که نباید فراموش کرد ترکمنستان در ظاهر قضیه از همسایگان خوب ایران به شمار می رود و روابطی متقابل را با کشور ما داراست. ترکمنستان از جمله دوستان ما به حساب می آید و تعامل ما با این کشور به واسطه همسایگی با خزر، از اهمیت بالایی برخوردار است. تا کنون نیز روابط اقتصادی و سفرهای دیپلماتیک متعددی به دور از تنش میان دولتمردان این دو کشور صورت گرفته که حاکی از برخورد های مثبت سیاسی، اقتصادی میان ماست.. حال با توجه به این شرایط چگونه است کشوری که جلوه ارتباطش حاکی از روابط پایدار و سازنده است و با دولتمردان ایران نیز روابطی نزدیک دارد ، اینگونه بی هیچ مشکلی گوش به فرمان "داخلی های" ایرانی داده و اصول حاکم بر روابط دیپلماتیک میان دو کشور را زیر پا گذاشته است؟مگر نه اینکه تعامل میان دو کشور باید در قلمرو روابط میان روسا و دولتمردان رسمی صورت پذیرد؟ پس کشور همسایه ما به واسطه کدامین دلیل حاضر می شود بدون ارتباط با رییس جمهور یا وزیران مربوط یا مسوولان رسمی کشور با " داخلی ها" بی هیچ رسمیتی ، به پای مذاکره بنشیند و با آنان علیه منافع کشور همسایه به توافق برسد؟مگرنه اینکه عرف دیپلماتیک هر کشور، مذاکره با مقامات آنان است؟ پس چگونه است که ترکمنستان این اصل را نادیده گرفته و بر سر چنین موضوع مهمی با کشور هم مرزش برخوردی غیر اصولی انجام داده است؟ آیا ترکمنستان از عواقب چنین اقدامی بی اطلاع است که به سخنان "داخلی های" ایرانی گوش فرا داده و خواسته آنان را تحقق بخشیده است؟ نکته بعدی در این گفتار توجه به این امر است که داخلی های مخالف نظام شاید به هر دلیلی موافق منافع جمهوری اسلامی نباشند .اما این نکته غیر قابل انکار است که در هر سیستم سیاسی مخالفینی نیز وجود دارند که در طول فعالیتشان بیکار ننشسته و تلاش خود را برای شکست نظام مورد نظر انجام می دهند. اما آیا نظامی به قدمت 28 سال سابقه که مقامات بلندپایه اش با رای ملت انتخاب می شوند و با حمایت ملت بر صندلی ریاست جلوس می کنند، آنقدر در کنترل بر اقدامات مخالفان داخلی خود مسلط نیست که اجازه مذاکره ای با این درجه از اهمیت را به آنها می دهد که نتیجه آن قطع گاز یک کشور باشد؟ سخن از امری بی ارزش و کم بها نیست..معنای کلام رییس جمهور این است که جمعی ازمخالفان بر سر موضوع حیاتی انتقال گاز از ترکمنستان به ایران با ترکمن های همسایه پشت میز مذاکره نشسته اند و آنان را مجاب به قطع گازو لغو قرارداد میان ایران و ترکمنستان کرده اند. آیا این امر از نگاه مسوولان جمهوری اسلامی پنهان مانده است؟ اگر پاسخ دولت به این پرسش مثبت است در حالیکه مخالفان داخلی اینچنین سهل و ساده با همسایگان ما ارتباط برقرار می کنند، پس ما باید به راحتی در انتظار دیگر اقدامات داخلی ها با دیگر کشور ها و آسیب های جدی به کشور باشیم.. و سرانجام کار، بنابرگفته رییس جمهور وی به احترام برخی چهره های شاخص نظام از افشای نام مخالفان مذکور خودداری کرد. این کلام نمی تواند توضیحی غیر ازاین داشته باشد که افراد مورد اشاره در ارتباط با برخی چهره های دولت می باشند که این کلام خود آبستن دهها سوال دیگر می شود. گرچه افشا کردن و افشا نکردن نام های بسیاری دیگر نیز از آغاز تولد دولت نهم شنیده شده است ، اما جریان مذکور تنها اختلاسی مالی نیست ..بلکه پای منافع ملی و خطر تهدید آنان در حوزه سیاست خارجی کشور در میان است . که عنوان نکردن نام های مورد نظر تنها به پیچیده تر شدن کلاف سردرگم این جریان می انجامد.اما سوال آخر اینکه اگر"داخلی ها " نقشی در این جریان نداشتند و علت امر یک باج خواهی اقتصادی بود، تکلیف ایران چیست؟!
سرمای تن سوز روز های برفی ، اندک اندک با گرمای آفتاب درخشان رو به پایان است . در بیشتر شهرها از برف خبری نیست. اما پایان بارش برف، پایان مسوولیت دولتمردان ما نیست. بحران برف، بیش از پیش بر مردان دولت نهم که از آغاز، کار" خدمت به ملت" شعار برنامه هایشا ن بود، واجب ساخت تا با عملکرد شایسته خود خیال ناآرام ملت را آرام کنند که با کدامین برنامه و کدامین مدیریت اداره کشور را ادامه می دهند.
*خبرنگار ویژه ایران پترونت ؛ منتقد برتر دولت
پی نوشت ها :
(1) طی روزهای قطع گاز در ارومیه، شبکه استانی سیمای آذربایجان غربی اطلاعیه ستاد حوادث غیر مترقبه به ریاست استاندار را پخش کرد که در آن با ادعای عادی بودن وضعیت استان ، اعلام شد همه مراکز آموزشی از شنبه باز می شوند و ادارات نیز که به علت برودت بیش از حد هوا از ساعت 9 باز می شدند به حالت پیش از بحران سرما بازمی گردند .
(2) طبق گفته نمایندگان در برخی شهرها مانند خلخال تنی چند از هم میهنان به واسطه ی عوامل مختلف مربوط به برودت سرما جان خود را ازدست داده اند
(3) به گفته مسوولان شهر خلخال قطع جريان گاز شهري در روزهاي برفی موجب وارد شدن ميلياردها ريال خسارت به واحدهاي توليدي اين شهرستان شده است و يخ زدگي تاسيسات كارخانه كمپوتسازي خلخال خسارت زيادي به اين واحد توليدي تازه تاسيس وارد کرد. همچنين دو واحد گلخانهاي توليد صيفي جات خلخال در اثر از كار افتادن سامانههاي گرمايشي، آسيب ديده و همه محصولات آنها از بين رفته است.همچنین دولت همزمان به واسطه ی کمبود گاز در استان های شمالی ، گاز دو كارخانه بزرگ فولادسازي را قطع كرد. پيش از اين گاز كارخانههاي سيمان نيز قطع شده بود وكارخانههاي فولاد مباركه و ذوبآهن اصفهان كه در مجموع با توليد 9/6ميليون تن بیش از 65درصد توليد فولاد كشور را بر عهده دارند، دچار قطعي گاز شدهاند.مهدي هاشمي، قائممقام ستاد ويژه بحران و معاون عمران وزير كشور در ساري اعلام كرد که فولاد مباركه و ذوبآهن اصفهان روزانه 5ميليون مترمكعب گاز مصرف ميكردند كه رقم مصرفي آنها به شهرهاي استان مازندران اختصاص يافته است.همچنین محدود شدن خوراك گاز صنايع و نيروگاهها براي پاسخگويي به نياز بخش خانگي و تجاري، مشكلاتي را براي واحدهاي توليدي و صنعتي فراهم كرده است. به گزارش ایسنا ، مدير فروش شركت سيمان تهران درباره توليد سيمان گفته است که به دليل قطع گاز و به منظور تامين سوخت بقيه واحدها مجبور شديم فعاليت دو خط توليد را متوقف كنيم.